رهام جووووووونم رهام جووووووونم ، تا این لحظه: 9 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

ما و هدیه خدا به ما

خرید سرویس چوب . 2

نفسه من با بابایی شنبه شب رفتیم که سرویس و عوض کنیم که آقاهه گفت نمیشه و اینا . منم همون سرویس قبلیو رنگاشو عوض کردم ، امیدوارم قشنگ بشه . دیگه کم کم دارم به دیدنت نزدیک میشم . خدا کنه بابایی زود دست به کار بشه که خونه رو برا اومدنت آماده کنه . رفتیم کاغذ دیواری دیدیم حالا آقاهه امروز میگه که همون طرحی که من گفتم پیدا کرده یا نه امیدوارم که بشه آخه با همه چیزت ست میش%:/.-!. ...
7 مهر 1393

خرید سرویس چوب

مامانی سلام دیروز با بابایی و خاله سمیرا و عمو سهیل و دخملشو رفتیم سرویس چوب انتخاب کردیم اما اصلا به دلم نشست نه طرحش و نه رنگش . خدا کنه بابایی قبول کنه بریم طرح و رنگشو عوض کنیم . خداااااااااااا . ...
5 مهر 1393

قصه دیشبه مامانی

الهی قربونت برم من . دیشب تو خونه داشتم شاد و خرم سریال میدیدم که یه دفعه دندون دردی گرفتم فاجعه . خلاصه هی من گفتم تا صبح تحمل میکنم اما بابای میگفت نه ، چاره درد دندون فقط دکتره . خلاصه 12 و نیم شب رفتیم دکتر . خدا رو شکر یه درمانگاهه شبانه روزی دندان پزشکی زدن رفتیم اونجا . مامانی تا از در رفت تو آقایه دکتر گفت نمیشه ، بعد گفت چند ماهته ؟؟ منم گفتم رفتم تو 8 . خلاصه نشستم و دندون و دید و گفت خیلی به عصب نزدیکه ، اگه تحمل کنی بدونه بی حسی برات پرش میکنم . آخه بی حسی براشما تاجه سر ضرر داره . خلاصه مامانی هم تحمل کرد و دندونش پر شد . خیلی سخت بود و درد داشت اما به عشقه تو تحملش کردم ، بعضبی موقع ها که دردم زیاد بود ، تو جونگولی لگد میزدی...
2 مهر 1393

شاه پسرم تاج سرم تا این لحظه ، 7 ماه تو دل مامانشه

واااااااااااااااااااای خدا بالاخره رفتم تو ماه هشتم . خدایا شکرت میکنم که من و  همسری و لایق دونستی و این فرشته اتو به امانت بهمون دادی. ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم ازت خدا جونم . نفسه من ، آخ که چه قدر این آخرایه انتظار سخته ، خوب میخوام بیایی تا حساابی بچلونمتو گاز گازت کنم . هنوز باورم نمیشه که دارم مامان میشم . فکرشو میکنم یه نفر بهم بگه مامان خنده ام میگیره . این روزا بدجوری دلم هوایه مامانمو کرده ، خیلی خیلی زیاد . کاش بود .چه قدر مامان بودن مسئولیت میخواد. نازه دلم دیروز با بابایی رفتیم برات یه عالمه اسباب بازی خریدیم . وقتی بزرگ شدی باید بدونی که خیلی خیلی خیلی احترامه بابایی رو حفظ کنی ....
1 مهر 1393

اتمام شهریور ماه

سلام نازه دلم . انشاالله که خوبه خوب باشی نفسه من . الهی قروبونت برم من دیروز با بابایی و خاله رویا  رفتیم پیشه خانوم دکتر گل . پاهایه مامان خیلی ورم کرده ، فقط یکی از کفش هام پام میشه . مامانی هفته دیگه یه امتحانه مهم داره دعا کن که قبول بشه . امروز کاموا خریدیم دادیم خاله رویا برات چیزهایه خوشگل ببافه . دعا کن همه چی خوب پیش بره فرشته کوچولوو من . خاله صفورا هم اومده اینجا که تشک و لحافتو اون طرحی که مامان دوست داره برات بدوزه . میریم انشاالله پارچه میخریم و تموم . راستی دیروز با دایی یاشار رفتیم برات مینی واشر خریدیم .با بابایی میریم میارمیش ، هنوز مونده تو فروشگاه . برایه پرده اتاقت هم بیعانه دادم ، موند اندازه دقیق ، که قراره با ...
24 شهريور 1393

هفته 27

سلام قربونت برم ماهی کوچولو من . الهی قربونت برم مامانی داره واسه دیدنه رویه ماهت روز شماری میکنه . انشاالله که همه نی نی ها صحیخ و سالم بیان بغله ماماناشون . فدات بشم دیگهکم کم داره روزا میگذره که من به دیدنه شما نزدیک بشم . مامانی یه کم سرش شلوغه همون قضیه ایی که بهت گفتمه . راستی عزیزم میخواییم برات اتاق آماده کنیم . باورت نمیشه چه قدر از اینکه خدا این همه خوشبختی به من داده که تو وو بابایی رو دارم خدا رو روزی 1000 بار شکر میکنم . این روزا بیشتر بابایی رو دوست دارم خیلی بیشتر ،آخه تازه فهمیدم چه قدر من و دوست داره . اتاقت که اماده باشه عکساشو اینجا میزارم تا شما بزرگ که شدی ببینی .   ...
22 شهريور 1393